گردش کوچولو
از وقتی که هوا بهاری شده دیگه تقریبا هیچ تعطیلی رو خونه نیستیم و حسابی پارک خونم رفته بالا!
ولی این بار یه گردش کوچولو با بابا و عمو مسعود توی حیاط خونه داشتیم

به به! چه گلهایی

این خانم مرغها هم زحمت میکشند و صبحونه من رو تأمین میکنند و من هر روز یه دونه زرده تخم مرغ نوش جان میکنم

کاش دستم میرسید و تا بابا حواسش به آب دادن باغچه بود من هم یه گل میچیدم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


گردش کوچولو
